The.52.Hertz.Lonely.

You’ve got the words to change a nation

تبلیغات تبلیغات

اگر خواندن شعر یک جرم بود

مجموعه شعر پذیرفتن 

شاعر گروس عبدالملکیان 

 

به خاطر این که نصفه شب بود نمی توانستم از خانه بیرون بروم در محله ظاهرا ساکت با  این شعر پرسه گردی کنم اما خوب بی کار نماندم  در خیالم  به  جهان دیگری سفر کردم به جهان موازی که خواندن شعر و اصولا مجموعه شعرهایی از این دست جرم به حساب می آید من در خیالم از بازار سیاه این مجموعه شعر را می خرم  انگار که قاچاق باشد شاید چیزی شبیه مواد مخدر یا یک نوشیدنی غیر مجاز در بارانی ام قایمش می کنم تا زودتر به خانه برسم هزار بار می میرم اما کشته نمی شوم تا برای تویی بخوانمش  که تب داری یا شاید هم کتف چپت در رفته است زیر چشم هایت رد کبودی ایست هنوز انگار از انفرادی بیرون نیامدی از همه جا تعلیق و اخراج شدی تویی که تحت تعقیب ترین مجرم این خیالی و من نیز مجرم دیگرم  شعر را با صدای بلند می خوانم همه مجموعه شعرهای خیال انگیز ممنوع شده  را می خوانم تا یادمان برود هر بار  زیر دست آنها مردی  اما معلوم نیست کی کشته می شوی حال که نمی توانی از خانه بیرون بروی و همه جا برای تو قدغن است من تو را قاچاقی به خیال های شعر می برم جایی که گلوله آنها به آن نمی رسد...
حالا به واقعیت برگشتم خدا نکند این خیال واقعیت داشته باشد و خواندن شعر یک جرم به حساب آید چون فکر کنم من یکی از الان تضمین می کنم گیر می افتم چون نمی توانم نشئگی و مست شدن حاصل از یک شعر را پنهان کنم.

پی نوشت: 
چرا این جا نوشتمش ربطی به کتاب نداره اما انگار این مجموعه خیلی روی من تاثیر گذاشته که فکر می کنم اگر خوندنش جرم باشه من باز  انتخاب می کنم بخونمش یکی از نشانه هایی که ثابت می کنه یه کتابی رو دوست داری جواب مثبت دادن به یه سواله فرض کن اگر خوندن این کتاب جرم بود آیا باز می خوندیش؟ فکر کنم بله :)

برچسب‌ها: عبدالملکیان
The.52.Hertz.Lonely. ، ۱۴۰۲-۱۲-۲۵ ، متفرقه
در صورتی که این صفحه دارای محتوای مجرمانه است یا درخواست حذف آن را دارید لطفا گزارش دهید.

مطالب پیشنهادی

آخرین مطالب سایر وبلاگ ها

جستجو در وبلاگ ها